.: طنز. :.

 
 

ساعت ۷:۳۰ صبح گويندهء راديو : آيا شما از اون دسته از آدمها هستبد که اگه صبح يه اتفاق بد براشون افتاد ميگن امروز روز خوبی نيست؟
ساعت ۷:۴۵:Shawn's off lines,hey I can't saty awake any more,need some sleep,see you later,.
ساعت ۸:رابعه به نگار ميگه.هی بچه عکس خنده داری داريا.نگار شک می کنه.
ساعت ۱۰:خانوم کارتون خوبه ولی به درد ما نمی خوره.
ساعت ۱۱:ما تو صف اتوبوس.
ساعت ۱۲:اتوبوس اومد.
ساعت ۱ : ناهار چينی به همراه خزعبلات ماهوارهء ايران.
ساعت ۲:۳۰ : ما تو صف اتوبوس .سوز و باد شدید.
ساعت ۳ :پاساژ قائم و خريد کفش.آقا اين جماعت يا همه فاحشن يا نيستن.
ساعت ۵: ما در کافی شاپ.
ساعت ۵:۱۵ :در حين حرف زدن شيشهء عينک ميفته و ميشکنه.
ساعت ۵:۱۷ : خنده های عصبی.
سا عت ۵:۳۰: منتظر تاکسی دستام از سرما سرخن.بی عينکی.رابعه مياد خونه.
ساعت ۶: مامانی درو باز ميکنه.اساسی خسته.ماجرای عينک.
ساعت ۶:۱۵ : رابعه می خواد بره.
ساعت ۶:۳۰ : مامانيو رابعه اساسی نگارو ضايع ميکنن.
ساعت ۶:۴۵ :لنز خوبه.
ساعت ۷:رابعه ميره.
ساعت ۷:۳۰ : خوبه.
ساعت ۷:۳۱:sorry honey.I miss you more dear.
ساعت ۸:تلفن. بی خيال که به داد اون برس.برو بابا که اساسی خستم.
ساغت ۹: hey Margi,I am more tired than what you think.
ساعت ۹:۳۰:a real update,a real joke.

 
 

.: خانه .:. بايگاني .:. پست فرنگي :.

 

Persian Blog