.:   :.

 
 

خب يه جوری شد که ديگه هيشکی برام کامنت نمی ذاره!!!!!

.......................................................................................

يه بار تلوزبون نمی دونم تولد کی بود رفته بود حرم يکی از اين امامزاده های موءنث.مردم هم اساسی گريه می کردنو مثلا با اون امامزادهه درد دل می کردن.خلاصه دوربين می رفت سراغشونو ازشون می پرسيد اينجا چی کار ميکنين؟اونام می گفتتن يه سری چيز ميز از خدا می خوايمو اومديم اينجا و از اين خوانومه می خوايم که پا در ميونی کنه!!

از اون موقع هی اين برام سواله که آقا جون مگه اين خدا خودش گوش نداره؟يا اصن اين مردم که اين قد دم خدا رو هی ميبينن و هی تبليغشو می کنن چرا اين قد غريبه وار و سرد با  خدا بر خورد می کنن؟اگه يه چيزيو می خوای خب از خودش بخواه هي به اينو اون آويزون نشو.

آره ديگه يه جورايی شدم وکيل خدا.الانه که يه صاعقه زرت بخوره تو سرم!

.................................................................................

 

 
 

.: خانه .:. بايگاني .:. پست فرنگي :.

 

Persian Blog