.:   :.

 
 

حس دست های توی جيب .

حس مشغول سوت زدن.

 حس استثناْ سر به زير .

حس روی هر برگی که خشک شده پريدن و از صدای لذت بخش خورد شدنش ارضا

شدن .

حس اينکه کاش می شد عاشق بود حالا چه خوب که نيست .

---------------------------------------------------

يادته...حالا رنگش بيشتره اون موقع سبز بود فقط ..آتليه بی آتليه .. يه چايی

سرد ...يه کتاب ... خوانوم؟؟؟؟؟ شما اين ترم کجا بودين؟؟؟

 

 
 

.: خانه .:. بايگاني .:. پست فرنگي :.

 

Persian Blog