.:   :.

 
 

1-بهار دلكش رسيدو دل به جا......به جا هست.خوبشم هست.دلبرملبر

 

كيلو چنده؟امروز سپاس خداي را كه يه بارون اساسي اومد و يه صفاي

 

اساسي داد به اين شهري كه نمي دونم چرا بعضيا فكر مي كنن چون

 

 پايتخته و اصولا تهرانه نبايد هيچ بويي از طبيعت برده باشه و فقط آلودگيه

 

 محضه.اتفقاقا بدون هيچ تعصب احمقانه اي به نظر من تهران يكي از معتدل

 

ترين هواها رو داره..(حالا به جز كثيفيه هر چند وقت به وقت هواش و

 

 شهرداريش!!).وقتي تازه اول خرداد بري يزد يا آبادان يا رشت..پي به اين 

 

حرف نيكوي من مي بري. 

 

2-دو روز پيش رفته بودم نمايشگاه لباس.بگذريم از تركمون(كسره ت و  

 

ر)بودنش .يعني لباسايي داشت كه من هاج و واج مونده بودم كه بابا اينا رو

 

 از كجا پيدا كردين آخه؟چيزي كه حضور بسيار چشمگيري داشت وجودبسيار

 

ياد نوزادان و كودكان بسيار بسيار خردسال بود.يعني تقريبا به ازاي هر دو

 

نفر يه بچهءتقريبا 2 ساله كه يا خواب بود يا داشت گريه مي كرد وجود

 

داشت.تيپ آدمايي هم كه اومده بودن را من خيلي وقت بود نديده بودم.تمام

 

 خوانوما مانتوهاي كرپ از نوع پرپري(كسر پ)بلند تا قوزك پا و مشكي به

 

همراه مقنعه!-من صيغهءاين مقنعه رو اصلا نفهميدم- كه بدون استثناء يه

 

بچه بغلشون بود و تو اين مانتوهاي آشغال دنبال مانتو مي گشتن.آقا از من

 

گفتن بود سال ديگه كلي مانتوي جين تن همه از هر قشري شما خواهيد

 

ديد.

 

در همين راستا: من يه گوشه وايساده بودم و يه خوانوم درشت هيكل داشت يه مانتوي جين رو پرو مي كرد:

 

-         نه ببين به نظرت تنگ نيست؟سينه و بقيه جاها رو مي زنه

 بيرون.

خب منم كه فضول گفتم:خوانومجون اينا برشش اين طوريه كه همچين

 

 هوشو از سر آقايون بپروني.

 

پشت چشمشو برام نازك كرد و گفت:بي خود.كي گفته..من اصلا دلم نمي

 

خواد من لختيامو(!)كردم.ديگه بسه...بعدش چادرشو سرش كردو رفت!!!

 

 

قشنگترين صحنهء اين نمايشگاه:

 

يه غرفهء خيلي بزرگ..جلوش يه پردهء سبز خيلي بزرگ.روش گنده نوشته

 

شده:غرفهء لباس زير زنانه.ورود آقايان اكيدا ممنوع.

 

جلوي اين سالن... يك عالمه يك عالمه مرد و پسر نشسته بودن.همه در

 

سكوتو تو فكراي خودشون!!محشر بود.داشتم فكر مي كردم محاله اين همه

 

 زن يه جا باشنو اونجا اين قدر ساكت باشه.

 

يه جا نشسته بودم(جلوي توالت):

 

-ببين بيا اينو ببين.يه تي شرت خريدم نمي دونم خوبه يا نه؟

 

-واسه كي خريدي؟

 

-مامانم.ببين بد نيست؟

 

(يه بلوز(!!)مشكيه لخت(به فتح ل)با رگه هاي درشت طلايي)

 

-قشنگه؟؟

 

(به نطر اون يكي قشنگ نمي آد ولي..)

 

-آره بابا ..هم محرمه(همون ماه عربي كه الان توشيم)هم خوبه!

 

-اين چه طور؟

 

(اين دفعه يه بلوز لخت(فتح ل)مشكي با بافت ريز طلايي...لطفا منو موقع

 

هيز بازي براي ديدن اين لباسا تجسم كنيد!)

 

-نه..اينم قشنگه...يه كادوي خوب بكنش.بده به مامانت...خوشش مي

 

آد.فقط كادوش قشنگ باشه ها!!

 

بعدشم رفتن.

 

3- مي گن 8 مارس روز زن بوده.من كه هيچ ادعايي ندارم ولي فقط يه نفر

 

 برام توضيح بده كه....خب بابا اينام كه من تو نمايشگاه ديدم زن بودن و اصلا

 

گمان نمي كنم كاري به كار حقوق زنو از اين حرفا داشته باشن...نمي خوام

 

قضاوت كنم ولي به نظر مي آد زندگيه اونا طور ديگريست......هنوز نظام زود

 

عروسي كردن براي جلوگيري از فحشا حتي اگر بدون شناختن طرفت باشه

 

و بعده يه سال يه بچه كه سرمونو گرو كنه و زن جاش تو خونست و بچه

 

درست كردن..وجود داره.اونم چي؟به قوت سابق.

 

4-سروش خيلي عزيز و فرهنگ جالبم مرسيييي.

 

 

 

 
 

.: خانه .:. بايگاني .:. پست فرنگي :.

 

Persian Blog