.:   :.

 
 

پسر خالم داشت لبهء پشت بوم اسکيت بازی می کرد.داييم هم برای خنده قطعه سنگای بزرگ

و درشتو از بالای پشت بوم پرت می کرد پايين..با اختلاف ساعته يک ساعت صدای خورد شدن

اجسام زيره سنگا می اومد!


من تو خوابم معنی سورئاليسمو فهميدم!

 
 

.: خانه .:. بايگاني .:. پست فرنگي :.

 

Persian Blog