داشتم می گفتم برات فکر کنم که

تو داشتی می گفتی من از نسيم طلوع هم مهربون ترم برات فکر کنم .

 

/ 14 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهره

فکر تو فکره؟خط رو خطه؟

ناما جعفري

سلام مهربانانه به شوخی عزیز....../هفته ي يك بار به قتل مي رسد زني كه از دريا آمد /في البداهه عادت كرده بود به چاقو/دهانش را بو مي كرد شعري كه ازاينجا تهران.... به امیددیداردوباره

حاجی

خواهشاْ شما ديگه فکر نکن / باشه ؟!

Thelandsisee

سلام . نوشته هات نم نم روشن تر بلکه خوش رنگتر می شه .

r0sa

دوست دارم اينجا رو

محيا

فاطی قاطی کرديا ننه :)) وبلاگت زرد شده !

ناخدا

کهیر زدم!... ولی همین انس و الفط }ت{ هاست که میمونه!

زروان

بابا مهربون‌تر از نسيم طلوع! ... کم آوردم واقعاْ... اما نگفتی چی می‌خواستی بگی؟!

masoud

nasim and sunrise its very romantic