مثل چيدن پشم می مونه از يه گوسفند پر مو

قيچی ياد گوسفند می افتد .....

 

 

/ 12 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زروان

اين هم از اون حرفهايی که آدمو ياد سوالهای عجيب می‌اندازه! ولی امان از قیچی‌یی که اول فصل سرما ياد گوسی بيفته!

clair de lune

عزیزم ممنون که به وبلاگ من سر می زنی...نور بارون می کنی دو نقطه دی...نمی دونم برمی گردم یا نه، اگه استاد خوب پیدا کنم می مونم وگرنه قالیچه قرمز سفارش کنین پهن کنن که با کله اومدمممممم

ساسان . م . ک . عاصی

می‌شه این دو جمله رو مستقل ببینم؟ این‌جوری اولی من رو یاد خودم می‌ندازه وقتی سالی دو بار می‌رم سلمونی! و دومی منو یاد قیچی‌ئی می‌ندازه که یا باید خیلی مهربون باشه یا خیلی سادیست.(راستش اینکه اینجا آدم خیلی راحته‌ها. خوبه خیلی. علامت لبخند)

hilat

چيزی رو جا ننداختی؟

علي

و پلوورت ياد قيچی لابد! به اين ميگن تسلسل پشمی!

hilat

بعضی وقتا وقتی کوری می تونا بخونی...بعضی وقتا هم مجبوری کور شی تا بتونی بخونی...