آن نفسی که با خودی یار چو خار آیدت
وان نفسی که بی خودی یار چه کار آیدت
آن نفسی که با خودی خود تو شکار پشه ای
وان نفسی که بيخودی پيل شکار آيدت
............
جملهء بی قراريت از طلب قرار توست
طالب بی قرار شو تا که قرار آيدت
............
جملهء بی مرادیت از طلب مراد توست
ور نه همه مراد ها همچو نثار آیدت
عاشق جور یار شو عاشق مهر یار نی
تا که نگار نازگر عاشق زار آیدت.

/ 8 نظر / 2 بازدید
margarita

همينه ...من دقيقا با نظرتون موافقم !!!!

margarita

راستی اسم شاعرشم بنويس زيرش...(می دونم از اين شعرا نمی گی!)فکر کنم مولوی باشه!

margarita

در مورد صيغه که گفتم...مثل ويزا منظورم بود ديشب اشتباه نوشتم!

margarita

آخ که چقدر دلم می خواد الکی کامنت بذارم!

margarita

الان حس گوينده های الکی خوش راديو رو دارم!هی چرت و پرت بگم...حرص بخخوری!آخه ساعت ۸:۱۶ بامداد هست و من مث سگ دويدم !

margarita

اينم يکی ديگه برای اينکه دلم می خواد کامنت بذارم!

shahin

شما دو تا (و من) علافيد؟ هی برای هم کامنت می گذاريد؟ بابا تعطيلش کنيد بريم!

negar

من که نيستم.تو چرا اين قدر غر می زنی پير مرد؟