مثل رهاييِ يک گل خار تو بادِ شديدِ آخرِ اسفند ماه ... تو ابرهايی که به زمين نزديک

شده اند و به طرف کوه خاکستری ـ بنفش کمی دورتر ... 

 

تو هم باش گرچه من نمی گم .

/ 8 نظر / 2 بازدید
فرهاد

اين روزگار هم گاهی شوخی شوخی کارهايی ميکنه که هیچکس نمیتونه در حالت جدی بکنه...مثل این حکومت بلاهت وقیح که در زمان انقلاب اگر گفته میشد اینجوریه همه میخندیدند

Aran

نوشته های شما مخاطب خاصی دازه تا اينکه من چيزی ازش نمی فهمم ؟!

vafa

می گم اين روزگار هم عجب چيزی بود ها!!!!

clair de lune

شرمنده خودم آپ کردم ولی بعدش پاکش کردم

margarita

خنده داره اما...بعدا خواهی خنديد...من بهت نمی خندم اما....تو بگو.

dejavuuu

تصوير قشنگيه يک فضای مه آلود بنفش اونم وقتی باد و طوفان باشه مثل بعضی خواب ها

دختر شرقی

راستش اولين باره يک بلاگ ساده در عين حال خيلی قشنگ می بينم.متن های خوبی هم توش داشت!!! خدا قوت و يا علی؛