بوسهء پژمرده بر چشمانش و دندانهايی طلايی کپک زده

بوی گس چربی خشک شده بر ظروف پيرکس آلمانی

مزهء کهنهء هستهء آلبالوی بهاريِ از فريزر درآمده در زمستان

 

يک روزمره.

/ 22 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بطری

ما همينطوری بهمون واسه هسته و اين چيزا گير ميدن .... ديگه شما چرا حرف هسته ميزنی؟؟؟نميگی بلاگت رو چپ و چوله ميکنن؟؟؟نميترسی؟؟؟پس بزن بريم برف بازی چون منم نميترسم!!!:ي31571

بطری

راستی اون بابا هنگ کنگی از آب در اومد...گفتم که اگه يوقت دلت خواست بدونی :ي03526

nana

تولدشه ها!

مینیمال

من چند ماه بزرگتر شدم ... کچلی رو هم تجربه کردم اتفاقا !!!! ... یعنی خلاصه تو این چند ماه کلی آدم تر و عاقل تر شدم ....

مینیمال

اما هنوز میتونم با قاطعیت ادعا کنم که پستهای اینجا رو نمیفهمم!!!!

بلانش

زمين آبیه مثل يه پرتغال

Maloosakk

سلام... روز مرگي...(درد مشترك)

آپاچی بزرگ

آغوش خسته کننده و مسخره هميشه با بوی سير برای محبت نخريده !

Alireza

من که ياده آلبالو پلو افتادم.