به تو:

مثل سگی که از فاصله ای بعيد بوی ريق بعد از ناهار يک سرگين غلتون رو

استشمام می کنه.من هم بوی پاييز رو و دست تو جيب گذاشتن و تنها راه رفتن و

سوت زودن که نميشه غصه ما رو..... حس می کنم.

با تشکر از صبر و حوصلت.

 

بعدش: اين پست خصوصيه اما شما هم می تونين کامنت بذارين.

/ 9 نظر / 6 بازدید
Le Petit Ali

من چون جز عموم حساب ميشم فقط اومدم بگم : هـــاپ ! ( لينکه من کی ترجمه شد کلک ؟ قبلنم بود؟ همم )

ساسان م. ک. عاصی

خب باید کلی تشکر کنم که علیرغم خصوصی بودن پست، ما عوام هم اجازه‌ی کامنت گذاشتن داریم، چون شخصا اگه پای یادداشتی که درباره‌ی پائیز و دلم ازون دلای قدیمیو اینا باشه کامنت نذارم، رسما حناق حاد می‌گیرم. / عرض شود که من هیچ‌وقت نتونستم سرگین‌غلتون رو درک کنم (نیهیلیسم زندگی‌ش فراتر از ادراک منه اصولا!) اما سگ رو شدیدا درک می‌کنم و ازون مهم‌تر بوئیدن پائیز رو. گرچه با چتر و کیفی که همیشه همرامه به سختی می‌تونم دست تو جیب بذارم. به هر حال اینا! / به هر حال البته شرمنده که پای یادداشت خصوصی کامنت گذاشتم. سرخوش باشید.

عادل مشرقی

خب من خيلی با ادب و باکلاسم نه اينکه شهر بودم و سيکل دارم ٬ خب واسه يادداشت های خصوصی بقيه اصلا کامنت نميزارم. آخه اينجا بايد نشون بدم فرق عمله های وبلاگدار با وبلاگ داران عمله چيه!

رابعه

نگار باز تو پياز داغشو زياد کردی؟ آخه سگ بيچاره چه گناهی کرده ... سگ شبيه پاييزه يا سرگين؟

كاوه

داشتن آدمای صبور يه غنيمته .

بلانش

نگار نازنينم من که هميشه ميام و شخصا از خوندن کوتاه نوشته هات لذت ميبرم و دوست دارم برات بلکه هم شده بی معنا و بی ربط بنویسم اینجا از اون معدود جاییه که من دوسش دارم و تو نمیدونی اين روزا یه جور بدجوری سنگين ميگذره برام از خواص پاييزه ديگه همه رو هوايی ميکنه منم برده اون دور دورا نگار و جيب های ژاکتم سوراخ سوراخ شده و ... راستی اينم يه جور شوخی روزگاره ديگه نه؟

Alireza

midooni vaghti be jomleye akhar residaam dige hameye tafakkoratam ghofl shod, rasti booye payeez che booyeye ke inghade khoshbooe